تا به حال دیگران چقدر
توانسته اند با شما دوست شوند و وقتی نزدیک شدند به شما ضربه بزنند؟ چه اثری بر
شما داشته است؟ چقدر توانسته اند به شما ضرر مالی، روحی و روانی بزنند و بگریزند؟
می گویند
اسب سواری از جایی می گذشت. یک مرد مجروح کنار جاده از او درخواست کمک کرد. مرد از
اسب پیاده شد. ناگهان مرد به ظاهر مجروح بر اسب پرید و گریخت. صاحب اسب فریاد زد:
"می روی برو؛ اما بدان که دیگر برای هیچ مجروحي از اسب پیاده نمی شوم.»
نمی دانم چقدر به درستی
تصمیم صاحب اسب اعتقاد دارید. آیا حساب مردم را باید پای هم نوشت؟ آیا صاحب اسب دو
بار ضرر نکرده؟ به عبارت دیگر دو چیز را از دست نداده؟ آیا دیگران، انسانهایی به
تعداد بی شمار هم ضرر نکرده اند؟ مگر اسب چقدر می ارزیده که این همه خسارت بر جا
بگذارد؟ چرا این همه آدم باید به جای اسب دزد ،خسارت بدهند؟
من هم آدمم و خواه ناخواه
این گونه رفتارها بر من هم اثری می گذارد؛ اما همیشه کوشیده ام حساب هر کس را به
پای خودش بنویسم و آنقدر ضعیف و درمانده نباشم که انتقام یک نفر را از صد نفر بگيرم.
رفتار درست همیشه درست است و همیشه باید به آن پایبند بود و در کل، سودش از ضررهای
احتمالی بیشتر است. اگر برای انسانیت درون خودت کار کنی و سعی ات این باشد که
مدیون دلت نشوی، هیچ وقت ضرر نمی کنی. بله، ممکن است چند روزی دلت بشکند. آن هم می
گذرد. باکی نیست بگذار تو را هالو بپندارند.